همسرم باشد غلامت، طفـــل هایم نوکرت

این شروط ازدواج بچــــه های هیئتیست

 



تاريخ : شنبه 26 دی 1394 | 20:39 | نویسنده : hejab15 | ارسال نظر(3)

ای مرد ؛

همسرت که حسینی باشد

تو را زهیر خواهد کرد ...

و ای بانو ؛

مردت که حسینی باشد

تــو را زهرایی خواهد کــرد ..

شک نکن ، وگرنه عشق زمینی ، زمینتان میزند ... !


" اللهم ارزقنا زوجه الصالحه "


آمین

 



تاريخ : شنبه 26 دی 1394 | 20:38 | نویسنده : hejab15 | ارسال نظر(2)

دلــم ، فعل زیارتـــــ تــو را

می خواهد...

از نــوع ، حــال ســاده...

برای دلمــ ، شفــای دلمــ " اَمَّن یُّجیبُ " بخوانـــید . . .

اللهم ارزقنا زیارت کربلاء

 



تاريخ : شنبه 26 دی 1394 | 20:35 | نویسنده : hejab15 | ارسال نظر(1)

میم را گفتم و مادر تو بخوان اما بعد

در دلم بغض فوران شده ازآتش (در)

 



تاريخ : شنبه 26 دی 1394 | 20:33 | نویسنده : hejab15 | ارسال نظر(3)

نمیدانم در دلت چه میگذرد

ولی....احسنت....که باحجابت

نه دل ❣شهیدی❣ راشکستی

نه دل ✔️جوانی✔️ را لرزاندی

 

 



تاريخ : شنبه 26 دی 1394 | 20:31 | نویسنده : hejab15 | ارسال نظر(1)

خـــــــداےمهربانم

اعتراف مےکنم که گه گاه از مشکلات زندگے

خسته مےشوم و معرفتم کمرنگ مےشود!

اما خدایا مگذار به سبب خستگےهایم

تـــــ♥️ـــــو را فراموش کنم!

 



تاريخ : شنبه 26 دی 1394 | 20:29 | نویسنده : hejab15 | ارسال نظر(1)

 

انشالله کسایی که ازدواج کردن

زندگی ای بسازن همچو

حضرت علی و حضرت فاطمه

و حضرت علی و فاطمه الزهرا الگوشون باشن...

 



تاريخ : جمعه 18 دی 1394 | 21:11 | نویسنده : hejab15 | ارسال نظر(3)

⚫امیرالمؤمنین فرمود:

به خدا قسم فاطمه به من وصیت کرده بود

که شما دو نفر بر سر جنازه‏ ی او و نماز بر او حاضر نشوید.

من هم کسی نیستم که امر او و وصیتش را مخالفت کنم.


⚫عُمَر گفت :این سر و صداها را رها کن.

هم اکنون کنار قبرها می ‏روم و آنها را نبش می کنم

تا جنازه ‏ی فاطمه را پیدا کنم و بر بدن او نماز بخوانم!


⚫حضرت فرمود:

بخدا قسم اگر کوچکترین اقدامی در این باره کنی

آنگاه من جز با شمشیر با تو روبرو نخواهم شد

قبل از آنکه بتوانی کاری انجام دهی.


⚫عمر فریاد زد:

عده ‏ای از زنان مسلمین بیایند تا این قبرها را بشکافیم

و جنازه‏ ی فاطمه را پیدا کنیم تا بر بدن او نماز بگذاریم

و قبر او را زیارت کنیم!!

⚫این خبر به امیرالمؤمنین رسید.

حضرت قبای زرد رنگی را که در جنگهای شدید می ‏پوشید به تن کرد

و بحال غضبناک که چشمانش سرخ شده

و رگهایش بالا آمده بود با تکیه بر شمشیر ذوالفقار آمد

تا وارد بقیع شد.


⚫یک نفر جلوتر سراغ مردم رفت

و خبر داد که علی بن ابی ‏طالب می ‏آید

و به خداقسم یاد می‏کند که اگرسنگی ازاین قبرهاحرکت داده شود

شمشیر خواهد کشید تا همه را بکشد.


⚫عمر و اصحابش مقابل حضرت درآمدند و عمر گفت:

چه خبر است ای اباالحسن!

بخدا قسم قبر او را می شکافیم و حتماً بر او نماز می ‏خوانیم!

⚫مولا لباس عمر را گرفت و او را تکانی داد

و بر زمین زد و فرمود:

ای عمر، حق خود را رها کردم تا مردم از دین برنگردند،

و اما قبر فاطمه، قسم به آنکه جان علی بدست اوست،

اگر تو و اصحابت در این باره کوچکترین اقدامی کنید

زمین را از خون شما سیراب می ‏کنم.

اکنون اگر می ‏خواهی اقدام کن.

من اگر شمشیر بکشم آن را غلاف نمی ‏کنم

مگر با گرفتن جان تو!

تو همان کسی نیستی که پیامبر قصد کشتن تو را داشت

و سراغ من فرستاد،

من هم با شمشیر آمدم و بسوی تو هجوم آوردم

تا تو را بکشم ولی این آیه نازل شد که

بر اینان عجله نکنید که جزای عملشان را آماده می ‏کنیم؟


⚫ابوبکر فوراً جلو آمد و گفت:

ای اباالحسن، بحق پیامبر و بحق آنکه بالای عرش است،

عمر را رها کن.

بدان که آنچه تو کراهت داری انجام نخواهیم داد.


⚫مولا عمر را رها کرد و مردم متفرق شدند

و از آن روز فکر پیدا کردن قبر فاطمه علیه السلام را از یاد بردند.

 



تاريخ : جمعه 18 دی 1394 | 21:08 | نویسنده : hejab15 | ارسال نظر(0)
 
زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاک


تاريخ : جمعه 18 دی 1394 | 20:54 | نویسنده : hejab15 | ارسال نظر(2)

چادرانه، یک سبک زندگی است

که می گوید آقای محترم..

کسی حق ندارد به سایه چادر ناموس تو حتی چپ نگاه کند...

 

 



تاريخ : پنج‌شنبه 10 دی 1394 | 23:45 | نویسنده : hejab15 | ارسال نظر(1)
صفحه قبل123456صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران